احساس و تفاوت آن با هیجان چیست؟

احساس و تفاوت آن با هیجان چیست؟

10 بهمن 98 0 نظر

احساس و تفاوت آن با هیجان چیست؟

احساس (Feeling) و هیجان (Emotion) گاهی اوقات به اشتباه به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند. البته استفادۀ این دو ایجاد مشکل نمی کند.

تعریف احساس:

اگر بخواهیم احساس را در لغت تعریف کنیم باید بگوییم، احساس یعنی دریافت، آگاهی و درک و فهمیدن هر چیزی را توسط حواس پنجگانه (بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی) احساس می گویند. اگر بخواهیم از دیدگاه روانشناسی آن را تعریف کنیم،  احساس چیزی نیست جز انعکاس ذهنی تأثیرات فیزیکی یا مادی که پایه و اساس تمامی ادراک ها محسوب می شود.

احساس واکنشی آگاهانه است

احساس، نخستین قدمی می باشد که باید بعد از این که از قلمرو بدن یا جسم (مادۀ فیزیکی) در دنیای مجرد نفسانی خارج گشت، برداشت. نفسانیات دیگری نیز وجود دارد که از دگرگون شدن احساس یا آمیخته شدن با آن به وجود می آیند. احساس همیشه با مادیات و فاکتورهای جسمانی که در عمل، پیش نیاز آن محسوب می شوند، سر و کار دارد.

 بنابراین، هر احساسی به دو پارامتر اساسی نیاز دارد:

•    اول. تحریک و تهییج بیرونی 

•    دوم. تأثیر پذیری جسمانی یا فیزیکی (عضوی از بدن)

احساس یک مقولۀ همگانی می باشد. به طوری که حتی درجه های پایین، ضعیف، مبهم و گنگ آن نیز در بی ذوق ترین افراد ممکن موجود می باشد. این تقریباً امری محال و غیر ممکن می باشد که، شخصی به لحاظ ذهنی، فکر و فیزیکی و جسمانی سالم باشد  ولی در وجود او احساسی موجود نباشد. بلکه برعکس، وی احساس های مختلف و با نوسانات زیاد را تجربه می کند. فقط مسئله این جاست که شاید خود او بی خبر باشد.

هیجان یک واکنش ناآگاهانه است

آیا احساس در تکامل انسان نقش دارد؟

احساس، یک نیروی قدرت مند است که باعث می شود، انسان از غل و زنجیره های حیوانی رها می کند، منزلت و و درجات معنوی وی را بالا برده تا آن شخص صاحب این نیروی قدرتمند شده، و تا بالاترین مراحل تکامل، تا آن جایی که ممکن است، و شایستۀ آن شخص است بالا برود.

راه هایی که می توان با آن احساس را تفهیم کرد    

 برای این که هر احساسی، چه ساده و چه پیچیده را بتوان تفهیم کرد، سخنان ما همانند ابزاری به کمک ما می آیند. کلام ما به ابزاری مجهز شده و در اختیار ما انسان ها قرار گرفته است. ابزاری که کلام ما به آن مجهز می باشد می تواند واژه ها و کلمه ها، جمله ها و مباحث و مرتبه های بالاتر که در اختیار انسان قرار گرفته است. و هر گونه احساس عادی از مفاهیم متمایز را می توان در قالب سخنانی که بر زبان جاری می شود، ریخت و ضبط و ثبت کرد. یا این که احساس خود را به وسیلۀ آن به دیگران منتقل کرد و به این ترتیب آن را قابل درک و فهم نمود. یعنی این که به این وسیله، ایجاد تفاهم و توافق در بین انسان ها به راحتی ممکن و انجام پذیر است.

در مراحل پایین تر حتی، ابزار تفهیم مطلب توسط وسایل آسان تری هم ممکن و میسر است. به عنوان مثال اشاره ها، علامت ها و کنایه ها که به شایستگی می توانند احساس انسان را به لحاظ مفهومی به دیگران منتقل ساخت و دیگران را آگاه کرد. حتی در ایجاد تفاهم، توافق و هم فکری، احساس می باشد که به عنوان حلقۀ واسط بین این عملکردها عمل می کند.

رابطه احساس و هنر

رابطۀ بین احساس و هنر یک رابطۀ دو طرف می باشد. احساس با همه تغییرات و نوساناتی که دارد و با تمامی مراحل اوج و فروکشی، بزرگ ترین سرمایۀ  هنر می باشد و در واقع با وجود هنر، یک سرمایۀ روحی و روانی و در واقع  احساس یک انسان است که وجود خود را اعلام می کند.

رابطه احساس و هنر

از طرف دیگر، طیف احساسات روح انسانی به میزان شگفت انگیزی وسیع و گسترده است و به لحاظ تنوع، بسیار بی انتها به نظر می رسد. به همین خاطر وظیفۀ ضبط هنر و انتقال آن به نسل های آینده را به خوبی به عهده گرفته و به زیباترین شکل ممکن انجام می دهد.

رابطه احساس و هنر

تفاوت احساس (Feeling) و هیجان (Emotion)

احساس و هیجان اصطلاحاتی می باشند که آن ها را مدام در تعریف هوش هیجانی و مباحث مربوط به آن می شنویم و می بینیم. بسیار زیاد پیش می آید که این دو واژه را به جای هم به کار می برند. اگر هم هیجان و احساس را به عنوان معادل هم و به جای یکدیگر به کار ببریم، بعید به نظر می رسد که مشکلی جدی ایجاد کند. به طوری که حتی خیلی از کتاب های هوش هیجانی نیز این کار را انجام می دهند. درست است که استفاده هیجان و احساس به جای یکدیگر ایجاد مشکل نمی کند ولی این قضیه هم بسیار مهم و حیاتی است که تفاوت بین احساس و هیجان را بدانیم.

اگر تفاوت بین هیجان و احساس را ندانیم، ممکن است هنگام درس خواندن یا مثلاً صحبت کردن دربارۀ این موضوعات دچار خطا و اشتباه شویم. اگر این مطلب را به خوبی مطالعه کنید و با دقت بخوانید، حتی هنگامی که هیجان و احساس را به عنوان مترادف به جای یکدیگر به کار ببریم، به راحتی و خیلی ساده بر مبنای فضایی که بحث در آن صورت می گیرد، می توانید مفهوم دقیق هر دو، یعنی هیجان و احساس را تشخیص دهید. 

هیجان در بر گیرندۀ جواب هایی است که در درونی ترین و قدیمی ترین قسمت های مغز انسان و بدن او، به شکلی کد گذاری شده است و خودش را در یک قالب اثرات مستقیم فیزیولوژیک انسانی معرفی می کند و نشان می دهد. به عبارت دیگر، می توان هیجان را بر مبنای شاخص های فیزیولوژیک کاملاً به شکلی واضح، شفاف و عینی اندازه گیری کرد. واکنش هایی مانند ترس، ناراحتی، اضطراب یا خشم که زیاد نیز پیش می آید، هیجان هستند. این هیجان ها، خودشان را در چارچوب نشانه های گوناگونی از جمله موارد زیر در بدن ما انسان ها نشان می دهند:

•    فشار خون (معمولاً بالا)

•    ضربان قلب (معمولاً بالا)

•    سرعت تنفس( معمولاً بالا)

•    قطر مردمک چشم که معمولاً گشاد می شود

•    انقباض ماهیچه های (مخصوصاً ماهیچه های دست و پا)

•    و نشانه های دیگر

احساس در مقایسه با هیجان، باید اذعان کرد که پیچیده تر است. با این وجود، تمامیت بحث و مذاکره در مورد تفاوت احساس (برعکس جزئیات آن) و هیجان، از معدود مباحثی است که میان روان شناسان اتفاق نظر وجود دارد. تمامی منابع و مراجع، تا حدودی باورها و دیدگاه هایی مشابه را مطرح می کنند. بهتر است به این موضوع اشاره کنیم که دراین جای بحث از متد، نگرش و مدل آنتونیو داماسیو بهره برده ایم.

اگر بخواهیم در مقابل احساس، هیجان را تعریف کنیم. فرض کنیم ما به عنوان یک انسان در معرض یک تهدید، پاداش یا نیروی محیطی قرار می گیریم. آن واکنش اولیه که از خود نشان می دهیم که منشاء در بقا و زنده ماندن دارد،را هیجان می گویند. طبق چنین تعریفی، هیجان از عصر انسان های اولیه در وجود تمامی جانداران وجود دارد. به عنوان مثال ما لبخند می زنیم. این یک هیجان است. یا این که سگی که دم خود را تکان می دهد، هیجان خود را نشان می دهد. چرا که این ها همگی، واکنش در مقابل این کنش ها می باشد. بنابراین، هیجان در بقا و زنده ماندن، نقش بسیار مهمی را به عهده داشته است و دارد.

اما احساس (Feel) واکنشی است که بر خلاف هیجان، منشاء در قشر جدید مغز دارد. بر خلاف هیجان قابل اندازه گیری نیست، کاملاً آگاهانه است و نوعی واکنش یا بهتر بگوییم پاسخ به هیجان، عقاید و خاطره های خود و همچنین در معرض تجربه های فردی که قرار می گیرد، تحت تأثیر قرار می گیرد. اگر بخواهیم ترتیب و توالی رخ دادن این دو را با هم مقایسه کنیم، باید بگوییم که اول هیجان رخ می دهد، سپس احساس بروز می کند. احساس به لحاظ فیزیکی خیلی محلی از اعراب ندارد و اغلب از طریق حواس پنجگانۀ ما انسان ها قابل درک و فهم می باشند. 

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh